عذرخواهی...
من بايد قبل از چاپ ِکتابم،حواسم به بعضی چيز ها ی ِ کوچک می بود که نبود!نمی خواهم توجيه کنم اما يک اينکه اين ها وظيفه ی ِ حروف چين بوده است .حروفچينی که هزينه ی حروفچينی از ناشر دريافت کرده است و اسمش هم در شناسنامه ی ِکتاب موجود است.دوم از آن جا که در نهايت من کتاب را برای ِ چاپ تائيد کرده ام،احتمالا مقصر ِ اصلی هم خودم هستم.اما همه می دانند که ارشاد آن قدر برای ِ چاپ ِ اين کتاب دردسر درست کرد که من روز های ِ آخر ديگر به اين جزئيات توجه نمی کردم!فقط می خواستم کتاب چاپ شود.
اما ايرادات:
اول از همه اين که من هرچه کسره بين ِ کلمات گذاشته بودم را حروف چين حذف کرده است.
دوم اين که حروف چين خيلی جا ها فاصله و نيم فاصله را رعايت نکرده است.
سوم اين که در شعر دو تا مانده به آخر ،صفحه ی ِ 53 ،دو تا غلط املايی موجود است!کلمه ی ِ "حس" ،حسن نوشته شده و فعل ِ "می کنند"،می کند نوشته شده.جالب اين جاست که من خودم آثار را تايپ شده تحويل داده ام و در نسخه ای که من تحويل داده ام،هيچ غلط املايی موجود نيست.
چهارم يکی دو جای ِ کتاب به جای "..." با سه نقطه،بيش از سه نقطه گذاشته شده!و همه می دانند که اين نشانه اگر بيش از سه نقطه باشد،حکم ِ نقطه چين را پيدا می کند.
در آخر بحث ِ شکايت از ناشر به کلی منتفی است.اولا به اين دليل که آقای ِ شيری که در دفتر ِ شعر ِ نگيما ،دنبال ِ کارهای ِ چاپ ِ اين دفتر بود،زحمات ِ بسياری کشيده اند.دوما هم اين که قبل از چاپ کتاب نامه ای به ناشر داده ام که چاپ ِ کتاب را تائيد کرده ام.
بحث شکايت از حروف چين هم منتفی است!حروف چين در واقع يک تايپيست است که در تاريکی ِ زير پله ای در يکی از پاساژ های ِ اطراف ِ خيابان ِ انقلاب ِ تهران کار می کند و شايد ديپلم هم نداشته باشد.ادبيات در اين دنيای ِ بی رحم ، اگر برای ِ خالقانش،نان ندارد اما يک عده از همين افراد را به اسم ِ حروف چين و صحاف و ... نان می دهد.بی دقتی های ِ اين تايپيست را به خاطر ِ جريان ِ ناسالم و فاشيستی نشر در ايران که مسولش قطعا آن جوان ِ تايپيست نيست می بخشم.
قبلا هم گفته ام و باز هم می گويم .اين کتاب قرار نيست اولين و آخرين کار من باشد.به خاطر ِ اين کيفيت ِ نشر،به سهم ِ خودم ازتک تک ِ کسانی که اين آثار را می خوانند،عذر خواهی می کنم.يقينا من هم دوست داشتم کار ِ اولم کامل باشد که نشد.بنابر اين تجربيات ِ اين اثر را در کار های ِ بعدی ام به کارخواهم بست.
محمد فلاح نيا
7/2/88

0 نظرات:
ارسال يک نظر