Monday، April 27، 2009

عذرخواهی...

من بايد قبل از چاپ ِکتابم،حواسم به بعضی چيز ها ی ِ کوچک می بود که نبود!نمی خواهم توجيه کنم اما يک اينکه اين ها وظيفه ی ِ حروف چين بوده است .حروفچينی که هزينه ی حروفچينی از ناشر دريافت کرده است و اسمش هم در شناسنامه ی ِکتاب موجود است.دوم از آن جا که در نهايت من کتاب را برای ِ چاپ تائيد کرده ام،احتمالا مقصر ِ اصلی هم خودم هستم.اما همه می دانند که ارشاد آن قدر برای ِ چاپ ِ اين کتاب دردسر درست کرد که من روز های ِ آخر ديگر به اين جزئيات توجه نمی کردم!فقط می خواستم کتاب چاپ شود.

اما ايرادات:

اول از همه اين که من هرچه کسره بين ِ کلمات گذاشته بودم را حروف چين حذف کرده است.

دوم اين که حروف چين خيلی جا ها فاصله و نيم فاصله را رعايت نکرده است.

سوم اين که در شعر دو تا مانده به آخر ،صفحه ی ِ 53 ،دو تا غلط املايی موجود است!کلمه ی ِ "حس" ،حسن نوشته شده و فعل ِ "می کنند"،می کند نوشته شده.جالب اين جاست که من خودم آثار را تايپ شده تحويل داده ام و در نسخه ای که من تحويل داده ام،هيچ غلط املايی موجود نيست.

چهارم يکی دو جای ِ کتاب به جای "..." با سه نقطه،بيش از سه نقطه گذاشته شده!و همه می دانند که اين نشانه اگر بيش از سه نقطه باشد،حکم ِ نقطه چين را پيدا می کند.

در آخر بحث ِ شکايت از ناشر به کلی منتفی است.اولا به اين دليل که آقای ِ شيری که در دفتر ِ شعر ِ نگيما ،دنبال ِ کارهای ِ چاپ ِ اين دفتر بود،زحمات ِ بسياری کشيده اند.دوما هم اين که قبل از چاپ کتاب نامه ای به ناشر داده ام که چاپ ِ کتاب را تائيد کرده ام.

بحث شکايت از حروف چين هم منتفی است!حروف چين در واقع يک تايپيست است که در تاريکی ِ زير پله ای در يکی از پاساژ های ِ اطراف ِ خيابان ِ انقلاب ِ تهران کار می کند و شايد ديپلم هم نداشته باشد.ادبيات در اين دنيای ِ بی رحم ، اگر برای ِ خالقانش،نان ندارد اما يک عده از همين افراد را به اسم ِ حروف چين و صحاف و ... نان می دهد.بی دقتی های ِ اين تايپيست را به خاطر ِ جريان ِ ناسالم و فاشيستی نشر در ايران که مسولش قطعا آن جوان ِ تايپيست نيست می بخشم.

قبلا هم گفته ام و باز هم می گويم .اين کتاب قرار نيست اولين و آخرين کار من باشد.به خاطر ِ اين کيفيت ِ نشر،به سهم ِ خودم ازتک تک ِ کسانی که اين آثار را می خوانند،عذر خواهی می کنم.يقينا من هم دوست داشتم کار ِ اولم کامل باشد که نشد.بنابر اين تجربيات ِ اين اثر را در کار های ِ بعدی ام به کارخواهم بست.

محمد فلاح نيا

7/2/88

Saturday، April 25، 2009



۱۶۰ کتاب ادبي در هفته آخر اسفند به بازار آمد


22 فروردين 1388 ساعت 10:56


در چهار روز آخر اسفند سال گذشته، ۱۶۰ کتاب ادبي، ۲۱ عنوان کتاب ترجمه شده روانه بازار نشر شدند که نيمي از آن‌ها براي نخستين بار چاپ مي‌شوند.\


به گزارش خبرگزاري کتاب ايران (ايبنا)، علاوه بر ۲۱ کتاب ترجمه شده، ۱۳۹ عنوان کتاب ادبي تاليفي،‌ اعم از شعر، نمايشنامه، داستان، رمان و گردآوري نيز در آمار ارايه شده در بانک‌هاي اطلاعاتي موسسه خانه کتاب ثبت شده است.
۱۰۳ عنوان از اين ۱۶۰ کتاب چاپ اول هستند و مابقي (۵۷
عنوان) به کتاب‌هاي تجديد چاپ شده اختصاص دارد.
براساس فهرست کتاب‌هاي چاپ شده در آخرين هفته کاري اسفند سال گذشته (
۱۳۸۷)، ۱۱۲ عنوان از کتاب‌هاي ادبي چاپ شده از سوي ناشران تهراني روانه بازار کتاب شده‌اند و ناشران در شهرستانها هم ۴۸
عنوان کتاب روانه کتاب‌فروشي‌ها کرده‌اند.
از ميان کتاب‌هاي ادبي که در زمان ياد شده منتشر شده‌اند، مي‌توان به آثاري چون: «آتش باران» نوشته خيراتعلي غلامي، «خاطرات خانه اموات» اثر فئودور ميخائيلوويچ داستايوفسکي، «پلک آبي» به قلم محمد کريم شجاعي، مجموعه شعر «تصوير مرد در آب» سروده محمد فلاح‌نيا، «ترانه‌هاي روستايي» با گردآوري پروين قائمي، «پنجاه داستان خيلي کوتاه» اثر محمد قادرپور، «داغ تنهايي» نوشته الهام کياني و «رنگ گل نسترن» نوشته زهرا رضا زاده اشاره کرد.
ميانگين شمارگان کتاب‌هاي ادبي که در تاريخ ياد شده منتشر شده‌اند،
۲۳۵۰ نسخه و ميانگين صفحات ۲۲۳ است.


منبع:خبر گزاری کتاب ايران


http://www.ibna.ir/vdcfmydm.w6de0agiiw.txt