Sunday، June 28، 2009


"با يک ديکتاتور..."





باران ،



خون ِ ياران



آسان نمی شويد از سنگ





لُکه سنگ هايی که به دنيا می آيند



از خشم بار بر می دارند



و دهان ِهزره گوی ِ تو را نشانه می شوند





دهان ِتو



که جز تعفن ِ قرن ها حماقت چيزی از آن نمی رويد



دهانی که فرمان ِ آتش را



رگبار ِ گلوله می بارد



و سنگ ِ گور ت را



تراش می دهد



از نفرين ِ سال های ِ سال حضور ِ آدميان





خواب ِ مرگ را رهايی نيست،



اما تو بمان.



بمان و از هراس ِ آزادی ِ ما



هر صبح را با شکنجه ی ِ بر آمدن ِ آفتاب



بياآغاز.





محمد ِ فلاح نيا



8 تير ماه 1388






(*نقاشی : "کشتار ِ بی گناهان" اثر ِ "کورنليس ون هارلم" نقاش هلندی خلق شده در تاريخ ِ 1591 ميلادی)



Tuesday، June 23، 2009

چه قدر خوبم امشب.هميشه افکار ِ تلخ ،خواب از چشم ِ آدمی می گيرند،اما حالا رويا های ِ شيرين ِ فردا های ِ پيش رو خواب را از من گرفته اند.فکر کردن به کسانی که دوستشان دارم،و دوستم دارند.فکر کردن حتی به نقد های ِ تلخ و شيرينی که اين روز ها در مورد ِ آثارم می شنوم.از صفر ِ صفر تا صد!

من خوب بوده ام،خوب زيسته ام و خوب ترين ها را در زندگی داشته ام.خوب ترين دوست ها و دوستی ها يعنی همه چيز.از همين روست که به فردا های ِ خوب می انديشم.

گلی جوانه می زند،پرنده ای در قلبم لانه می کند و صدايی می گويد :بيا...

صدای ِ مرگ،که دوستش دارم ...هميشه دوستش داشته ام.بيا تا در آغوشت بخسبم.تر شوم از خيسی نمناکت،خيسی خوبت...خيسی شهوتناکت... با چشم های ِ روشنت بيا که ترس ندارند، مهربانند و معنی ِ اشک را خوب می فهمند...

محمد فلاح نيا

16/3/88

Sunday، June 21، 2009

شايد افلاطون حق داشت که شاعران رو به آرمان شهر ِ خودش راه نمي داد...من شاعرم و امروز فکر مي کنم که چه کاري براي ِ مردم ِ کشورم،براي ِ خودم و براي ِ فردا از دستم بر مياد...؟

من همين شعر رو داشتم که نمي دونم شعره،شعاره،چيه...اما حرف ِ دلمه و بهش ايمان دارم...اين رو با شما قسمت مي کنم تا روزي که بتونيم آزادي رو با هم قسمت کنيم و به قول ِ برتولت برشت،"به عشق ورزي ِ به آزادي نيز نيازي نباشد"...

محمد فلاح نيا

1/4/88

وقدح مي جوشد...

چه کسي گفت به آواز ِ بلند:
که تو انسان به خودت سخت نگير،
زندگي مي گذرد؟

چه کسي گفت:
که آواز ِ چکاوک پوچ است
به صداي ِ پر ِ مرغان ِ زمان گوش نکن؟

و کدامين دل ِ بي درد
به عصيان آمد
و خوني که چکيد از سر ِ انگشت ِ وطن
به تمسخر نگريست؟

چه کسي گفت
قدح را که پر از خون ِ جگر مي جوشد،
عاقبت مي شکند
و رها مي شود از غصه و غم هاي ِ زمين؟

و فراموشش شد:
که قدح حاصل ِعمريست پر از درد و جنون
و چو ققنوس اگر مي شکند،
با طلوعي ديگر
مي دمد از بغلِ خاک برون...

و به ما مي گويد:
ننشينيد کنون
همگي موج شويد
و چو خورشيد به فرياد آييد:
به خدا رنگ ِ سياهي بد نيست...
و بد آنست که ما
پاي بر روي ِ حقيقت بنهيم
و بگوييم که مردم همگي آزادند
و جهان يکسره نور است و سرور...

و بد از بد تر هم،
همه اين است که ما
بنشانيم به لب مهر ِ سکوت،
با فريب ِ خودمان،
به خداوند بگوييم:
که اي پاک ِ بزگ،
مصلحت نيست که از درد سخن ها گوييم...
بگذاريد همه مردم ِ شهر،
به خور و خواب بپردازند و
فکر ِ آزادي ِ انسان نکنند.

***

به همه آن هايي که دروغين به خوشي غرقه شدند،
از ته ِ جان و دلم مي گويم:
که قدح مي جوشد...
و اگر مي شکند،
در دل ِ کودک ِ فردا ،آري
مي دمد صبح دمي...
و به خوني که در آن مي جوشد،
مي شود مظهر ِ آزادي ِ ما
مي شود خورشيدي
و برون مي کند از قلب ِ همه
فکر ِ راحت خوري و خوش خوابي
و خيالات ِ عبث...

و در آن روز که دل ها همه از خواب برون مي آيند،
پي ِ آواز ِ چکاوک ها،
پي ِ آزادي ِ خود مي گردند...

و در آن روز ِ عزيز،
فصل ِ برداشت از آن محصولي است
که دل و ديده ي ما
در زمين مي کارد
و به جان مي دهد آب.

به اميد ِ آن روز،
همچو موجي به جلو،
مي خروشيم و ما مي مانيم
همچنان مي خوانيم.

محمد فلاح نيا

Friday، June 12، 2009


بيانيه ی ِ جمعی از حاميان ِ مهدی کروبی در شب ِ انتخابات



يارم چو قدح به دست گيرد،


بازار ِ بتان شکست گيرد



هر رای به کروبی ،فريادی برای ِ آزادی خواهی و تغيير بود.


اين آرا رای ِ کسانی بود که می خواستند ثابت کنند هرگز و بنا به هيچ مصلحت انديشی ای ،حاضر به دست کشيدن از مطالبات ِ خود نيستند.مطالباتی که سال ها فرياد می شد،اما هيچ سياست مداری در آن قامت يافت نشد که شهامت ِ اين را داشته باشد به اين فرياد ها پاسخ گويد.مطالباتی که فرياد می شد،اما گوشی برای ِ شنيدن ِ آن ها نبود.


کسانی که امروز به کروبی رای دادند،بی شک مهم ترين دليل شان اين بود که کروبی و همراهانش،عملا ثابت کردند که می خواهند و می توانند ضدای ِ بخش ِ محذوف ِ جامعه باشند.صداهايی که سال ها در خفقان و سرکوب،خاموش شده بودند.صداهايی که خواستار ِ اجرای ِ بيانيه ی ِ حقوق بشر در ايران،تغيير ِ قوانين ِ تبعيض آميز عليه زنان،پايان دادن به وضعيت ِ ناسالم ِ گزينش دانشجو ،احقاق ِ حقوق ِ اقليت های ِ قومی،مذهبی و ...،مبارزه با سانسور دولتی و شايد مهم تر از همه،تغيير ِ قانون ِ اساسی هستند.


شايد به همين دليل هم بود که طيفی از افرادی که در موضع ِ تحريم ِ انتخابات بودند،به کروبی،تيم ِ او و برنامه های ِ روشن و مشخص ِ آن ها متمايل شدند.چرا که کروبی ،تنها کانديدايی بود که خودش را به مطالبات ِ مردم نزديک کرد و مانند ِ ساير ِ کانديدا ها،نخواست که مردم را با توسل به هر شيوه و روشی با معيار های ِ خوب همسو کند.


خوشبختانه،آقای ِ کروبی و يارانش،اعتماد ِحاميانشان را به خوبی پاسخ گفتند.مهدی کروبی پس از سال ها در تلويزيون ِ به اصطلاح ملی،به اين مهم اشاره کرد که "جمهوريت "ِ نظام کم رنگ شده است.او با شهامت ِ تمام در رسانه ی ِ به اصطلاح ملی که انعکاس ِ هر صدای ِ آزادی خواهی در آن ممنوع است،از سانسور ِ گسترده ی ِ رسانه ها،قتل های ِ زنجيره ای ،کشتار،سرکوب و دستگيری ِ روشنفکران و فعالان ِ حقوق ِ بشر،قتل ِ زهرا بنی يعقوب و فساد های ِ مالی ِ دولت و حاميان ِ دولت سخت گفت.او حاميان ِ اصلی ِ رئيس جمهور را در رسانه ی ِ به اصطلاح ملی نام برد تا همه بدانند عاملان ِ اصلی ِ مشکلاتی که در اين 4 سال بر ملت ِ ايران روا شد،چه کسانی هستند.


يقينا بيان ِ اين مطالبات و مباحث باعث خواهد شد به مردم و سياست مداران ثابت کنيم مطالباتی داريم که از آن ها دست نمی کشيم و فراموششان نمی کنيم.اين فرياد ها بی شک فرهنگ ِ راکدِ حاکم برا انتخابات ِ پيشين را بر هم زد و بر انتخابات ِ آينده نيز تاثير خواهد گذاشت.


يقينا در انتخابات ِ آينده ،سياست مداران مطالبات ِ اين گروه از ايرانيان را نيز در نظر خواهند گرفت و در برنامه های ِ خود لحاظ خواهند کرد.


بنابر اين فارغ از نتيجه ی ِ انتخابات ،همين که مطالبات ِ ما در تمام ِ رسانه های ِ مخالف و موافق انعکاس يافت ،همين که بودن ِ خود را به ثبت رسانده ايم و همين که تاثيری در بالا بردن ِ فرهنگ ِ سياسی و مطالبات ِ مردم و سياست مداران داشته ايم ،به خود و به رای ای که به کروبی و همراهانش داده ايم،می باليم.



22/3/88



هاشم ابواحسينی،محمد فلاح نيا،امير روان فر،مهدی باقری،پويا روانبخش ،بهزاد کاظمی،روزبه قادری



(اين بيانيه توسطِ حاميان ِ کروبی در شيراز تهيه شده است،چنانچه مايل به افزودن ِ نام ِ خود برای ِ امضای ِ بيانيه هستيد به ميل آدرس ِ زير نام و نام ِ خانوادگی خود را ارسال کنيد.لطفا فقط نام و نام ِ خانوادگی را در عنوان ِ ايميل ِ خود ذکر کنيد.)


Mail address: bonyanerahayee@gmail.com